تبليغاتX
هدیه ای برای خاک - تحولات اقتصادی در راستای رسیدن به سوسیالیسم ( بخش آخر )

هدیه ای برای خاک

این ذره ذره گرمی خاموش وار ما .... یک روز بی گمان .... سر می زند زجایی و خورشید می شود

 

USSR

 

 

تحولات اقتصادی در راستای رسیدن به سوسیالیسم ( بخش آخر )

 

 

در اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی تعاونی مصرف نقش بزرگی را ایفا می نمود. همانطور که در تجارت عمده نقش اصلی با دولت بود، وظیفۀ زدایش تدریجی خرده فروشان کوچک به تعاونی های مصرف سپرده شد. دولت اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی در طول ساختمان سوسیالیسم به ویژه حرکت تولید و حمل و نقل و تجارت عمده را هدایت می نمود اما تجارت جزئی، اساسا به شکل تعاون یعنی به صورت سازمان توده ای مستقلی که از سوی مردم هدایت می شد، رشد کرد . بنابراین سازمان تجارت جدید در دو خط توسعه یافت:

رشد تجارت دولتی که در ابتدا از طریق ملی کردن و یا به شورای شهر سپردن موسسات سرمایه داری به وجود آمد و رشد تجارت تعاونی که پیدایی آن مربوط به قبل از انقلاب بود اما ماهیت و عملکردش در اثر تاثیر نظام اقتصادی و سیاسی جدید دگرگون شد. هر دو بخش از یاری مستقیم دولت به صورت اعتبارهای متقابل و یاری های مالی و سایر اشکال همکاری اقتصادی برخوردار می شوند.

غلبه بر بازار تدریجا و به مقیاس پیشرفت تولید صورت می گیرد. همچنین تسلط بر بازار به نسبتی که دستگاه جدید تجاری همراه با کارکنان ارزنده صورت می گیرد، بیشتر می شود. حذف مبادله گران خصوصی به ویژه از مجاری اقتصادی، از راه اجرای قیمت های نازلتر، کاستن از هزینه های عمومی و نیز با عرضۀ کالاهای با کیفیت و مرغوبتر عملی می شود. بنابراین این جریان به توسعۀ شبکۀ تجاری اجتماعی شده می انجامد بدون آنکه کمیت کالاها نقصان پیدا کند.

 

سرمایه داری انسان را از شادی کارآفریننده محروم می دارد. او کار را به عنوان نوعی بیگاری و وسیله و ابزار زیست بدل می نماید. سایۀ گرسنگی کارگر را ناگزیر می سازد  که تا زوال همۀ نیروهای جسمی و روحی خود برای سرمایه دار کار کند. سرمایه داری از او ابزار رامی برای ماشین می سازد و همۀ استعدادهای روحی را در او خشک می کند و نیروی جسمانی اش را به پایان می برد.

سوسیالیسم حق کار و آفرینش را در هر بخش به مردم کارپیشه ارزانی می دارد. در این جامعه که بهره کشی از میان رخت بسته، کارگران برای خود، برای مردم و برای جامعه کار می کنند. خصلت کار و برخورد شهروندان با آن عمیقا متحول می شود.

بر خلاف نظام سرمایه داری که کار را تحقیر و کارپیشه را خفیف می نماید، جامعۀ سوسیالیستی کار را تجلیل و کارپیشه را گرامی می دارد.

سرمایه داری به معنای نابرابری است. قبل از همه نابرابری اقتصادی که سبب می شود بخشی از جامعه با تصاحب ثروت های بیکران، مجلل زندگی کند و سرمایه بیاندوزد و بخش دیگر اکثریت مردم، آنها که نعمت های مادی با کار خود می آفرینند، ناگزیر در فقر و بی فرهنگی بسر می برند. درجامعۀ سرمایه داری مالکان وسایل تولید، قدرت سیاسی را در خود متمرکز ساخته، در حکومت جای گرفته، سرنوشت ملت را تعیین و قانون وضع می نمایند.آنها نه تنها دستگاه دولت بلکه مجموعۀ وسایل عمل و تاثیر روانی را در اختیار دارند: مطبوعات، رادیو، تلویزیون، ادبیات و هنرها که از آن برای حفظ حاکمیت اقتصادی و سیاسی خود و تثبیت بقای اقتصادی و اجتماعی سود می برند. از سوی دیگر اکثریت عظیمی عملا از حقوق سیاسی واقعی محرومند و قادر به بیان اراده و تعیین سیاست داخلی و خارجی نیستند و حتی نمی توانند اثر قابل ملاحظه ای بر آن داشته باشند.

کمونیسم، مناسبات عمیقا نوین و انسانی را میان مردم کارپیشه برقرار می نماید. مناسبات برادری، اصالت جمع و تعاون. در این جامعۀ جدید، دوستی و رفاقت قانون به شمار می آید و هر کس مطابق شعار " یک نفر برای همه و همه برای یک نفر" عمل می نمایند و این برای جامعۀ مبتنی بر مالکیت اجتماعی، جامعه ای که کارپیشگان را گرد آورده و متحد گردانیده و هماهنگی آنان را در حل و فصل گوناگونترین مسائل اجتماعی تامین کرده، امری بسیار طبیبعی است.

انسانگرایی عالی جامعۀ کمونیستی باز در همبستگی برادرانه کارپیشگان همۀ کشورها، در احترام متقابل به همۀ ملت های کوچک و بزرگ تجلی می یابد و با اعلام برادری زحمتکشان و نه با نژادپرستی، نه با ملی گرایی و نه با تجزیۀ مردم کارپیشه، هیچیک سازگار نیست.

 

 

پایان

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت   توسط محمد رضا  |