تبليغاتX
هدیه ای برای خاک - عرفان و اصول مادی ( بخش اول )

هدیه ای برای خاک

این ذره ذره گرمی خاموش وار ما .... یک روز بی گمان .... سر می زند زجایی و خورشید می شود

 

عرفان و اصول مادی ( بخش اول )

 

 

 

یکی از مسائلی که امروزه در پرده ای از ابهام قرار گرفته، مسالۀ دیالکتیک مارکسیسم می باشد. در ایران به دلیل سانسور، کتاب هایی که در بر دارندۀ اینگونه اطلاعات می باشند چاپ نشده و یا در محدوده ای خاص به این مساله می پردازند. به طوری که نه تنها پاسخی به ابهامات نمی دهند بلکه سوالهای بی پاسخ بیشتری را در ذهن تداعی می نمایند.

اما نحوۀ برخورد به این موضوع با توجه به شرایط و بافت مذهبی مردم  ایران بسیار حائز اهمیت است و برخورد غیر صحیح و غیر معقول با این موضوع می تواند نتایجی جبران ناپذیر را نه تنها در این زمینه بلکه در نحوۀ نگرش مردم حتی نسبت به اقتصاد و اصول اجتماعی و کلی کمونیسم داشته باشد.

از خوانندگان عزیز خواهشمندم ابتدا مقالۀ کمونیسم، مذهب، ایران را مطالعه نمایند تا با توجه به بینش ذکر شده در این مقاله، به بررسی کامل ماتریالیست و دیالکتیک مارکس بپردازیم.

برای بررسی بنیادین این موضوع ابتدا در چندین بخش کتاب " عرفان و اصول مادی " که حقیقتا یکی از منابع گرانبها و یادگاری ارزشمند از رفیق دکتر تقی ارانی می باشد را در وبلاگ قرار می دهم تا با آشنایی با این کتاب و نیز نظرات دوستان و رفقای عزیز بتوانیم به جمع بندی کلی راجع به این مساله دست یابیم .............

 

 

عرفان و اصول مادی

 

 

 تاثیر محیط مادی بر عقاید

 

فقط با مغز می توان فکر کرد. مغز ماده و فکر یکی از خواص این ماده است. تجربه به ما نشان می دهد که اگر محیط مادی ( نور، درجۀ حرارت، رطوبت و غیره ) تغییر کند، در ساختمان و طرز عمل اعضای موجود زنده نیز تغییرات نظیر به ظهور می رسند. مغز نیز کاملا تابع این قانون است. اما اجتماع نیز خود از عوامل خارجی است، زیرا اجتماع وسیعترین دستگاهی است که جمیع ارتباطات افراد انسان را در بر می گیرد. اساس این ارتباطات بر کار است و به واسطۀ آن ارتباطات، افراد بشر در یکدیگر تاثیر متقابل دارند. اگر دو برادر دوقلو را که ساختمان مغزشان تقریبا یکی است را در دو جامعۀ متفاوت که طرز تولید مواد ( زراعت و صنعت ) آداب، رسوم، مذهب و ..... در آن ها فرق دارد تربیت کنیم، طرز تفکر این دو برادر با یکدیگر اختلاف خواهد داشت. ( یک شخص در خرابه و قصر دو نوع مختلف فکر می کند ). درجۀ تمدن، یعنی وسایل لازم جهت تولید و تقسیم مواد ضروری بشر و اطلاعات او از طبیعت خارج دائما در تغییر بوده و می باشد. در نتیجه، عقاید کلی وی نیز همواره تغییر کرده و می کند؛ پس، فکر هر موجود زنده نمایندۀ جمیع عوامل مادی است که در وی و اسلاف وی، یعنی اساسا در تشکیل او موثر بوده است. عقیدۀ ماتریالیسم دیالکتیک قلۀ نمو عقاید بشر تا امروز است.

واضح است که این عقیده در عرض یک روز یا یک سال ناگهان پیدا نشده، بلکه نتیجۀ یک سلسلۀ تکامل دائمی و متوالی می باشد. تصوف از عقایدی است که در ضمن این تکامل پیدا شده، در ادوار تاریخی مابین ملل مختلفه، صور متنوعی به خود گرفته است و امروز به تدریج از میان می رود. چنانچه خواهیم دید، در مواردی که شرائط زمانی و مکانی تحقیر استدلال و منطق را ایجاب نموده  و بشر و جامعه در خود ضعف و عجز احساس می کرده است، این عقیده شیوع کامل پیدا می کند.

چون تصوف در مشرق زمین اهمیت مخصوص داشته است، ما می خواهیم در این مقاله به اختصاص علل مادی تولید و تغییرات آن عقیده توجه نماییم. غرض از انتشار این مقاله متوجه کردن توده به احتزار از مرض درویشی، قناعت، عزلت، افیون و جنون ادعای خدایی و تشویق مردم به زندگانی مادی و نزاع برای حفظ حیات است. زیرا عرفای شرقی برای کشف حقیقت، مضمون " بنگی زدیم و سر انا الحق شد آشکار " را شعار خود قرار داده اند. ضمنا متذکر می شویم که ما از ابتدا برای عرفان و تصوف تعریف معینی بیان نمی کنیم، زیرا در هر یک از دوره های تاریخی، عرفان تعریف مخصوصی پیدا می کند، مثلا عرفان افلاطون در " مثل " ، هندی در نفس کشی، عرفان اسلام در ذوق عرفانی و عرفان برگسون در دم خدایی است.

 

مادیات یونان تا سال 750 قبل از میلاد

 

خوانندۀ ما اگر ماتریالیست نباشد تعجب خواهد کرد چرا ما بجای اشعار صوفیان و عرفا ابتدا طرز فلاحت و تجارت و مادیات یونان را شرح می دهیم، ولی مجلۀ دنیا خواننده را با اسلوب تفکر و استدلال خود آشنا خواهد کرد. از روی اوضاع اقتصادی، افکار جامعه کاملا واضح می شود.

در یونان شرایط اولیۀ ظهور تمدن یعنی حاصلخیزی زمین و وسایل غلبۀ مقدماتی بر طبیعت فراهم بوده است و ابدا سرزمین اسرار نیست. چون محیط مادی مساعدی داشته، ظهور تمدن در آنجا امکان پیدا کرده است. قبل از تمدن معروف به تمدن یونانی در آسیای صغیر تمدن " تروا " و " همینیت " وجود داشت. یونانی ها از نژاد سفید بودند و از طرف شمال به شبه جزیرۀ یونان آمده و بتدریج وسایل علمی زراعت و استخراج آهن را از شهرهای آسیای صغیر آموختند. فینیقیها در حدود سالهای 1000 قبل از میلاد، الفبا را که برای تسهیل تجارت خود به کار می بردند در ضمن مسافرت های تجارتی به یونان آوردند. به واسطۀ مساعد بودن محیط، به تدریج دهات یونانی بزرگتر شده و شهرها تشکیل گردید.

چون دستجات به یکدیگر حمله می نمودند، برای دفاع در شهرها علاوه بر دهاقین و روحانیون ( که مامور اجرای مراسم مذهبی بودند )، یک طبقۀ مخصوص جنگی تشکیل شد، که اشراف بودند و شاه (تیران ) در راس این طبقه قرار گرفته بود. در این دوره دهاقین آزاد بودند و تجارت جزئی وجود داشت.

شهرهای یونان از یک طرف از هم مجزا و از طرف دیگر با هم متحد بودند. این وضع نیز در نتیجۀ تاثیر محیط بود. قطعه قطعه بودن یونان به واسطۀ کوه ها از یک طرف و یکی بودن منافع مشترک آنها در مقابل ملل خارجی از طرف دیگر، این وضعیت را ایجاب می کرد. ترقی فلاحت باعث شد که یک دسته توانستند مازاد محصول خود را بفروشند، بدین ترتیب تجارت شروع شد. صنعت تهیۀ لباس از پشم، کوزه گری، ساختن ظروف، آلات زینت، اسلحه و اجناس دیگر ترقی نموده و سرمایه دار یونانی را مجبور کرد که برای اجناس خود بازار فروش تهیه کند. در تحت تاثیر این عوامل صنعت کشتی سازی نیز ترقی کامل کرد. یونانیها در صدد تهیۀ مستعمرات در سواحل بحر سیاه، مصر و ایتالیا افتادند. اسرایی که در جنگ ها نصیب شهرهای یونانی می شد، موضوع مهمی در تمدن یونان قدیم شد. کارهای بدنی مزارع، پارو زدن کشتی های تجری به عهدۀ این غلامان بود. در حدود 700 سال قبل از میلاد، سکه زدن در یونان معمول شد و پول مال التجارۀ مخصوصی را تشکیل داد که دارندۀ آن می توانست به کمک ربع پول خود ( در آن موقع 18 درصد ) از محصولات مادی جامعه، بدون کارکردن استفاده نماید. به واسطۀ کار این علامان، یک دستۀ متوسط شهری نیز در جامعه پدیدار شد........ ( ادامه دارد )

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت   توسط محمد رضا  |